✅بعد از آنکه معلوم شد متصرف مال غیرمنقول را غصب کرده، مالک جهت بیرون راندن متصرف با طرح دعوای خلع ید دست به دامان مرجع قضایی شده تا هر چه زودتر به مال خود دست یازد، در این میان غاصب خوش نشین ممکن است علاوه بر تصرف ملک، بنایی را احداث و یا درخت ( انی ) غرس یا زراعتی کرده باشد، سوال اینجاست که، مالک برای آنکه بخواهد به ملک خود برسد آیا لازم هست که در کنار دعوای خلع ید، دعوای قلع و قمع بنا را هم مطرح کند یا خیر ؟

🔹منظور از قلع و قمع در اینجا قلع و قمع بنا یا مستحدثاتی است که غاصب ایجاد کرده و معنی قلع وقمع هم ریشه کن کردن مستحدثات هست.

🔹قانونگذار ما در ماده 313 قانون مدنی به جای واژه قلع و قمع از واژه « قلع یا نزع » استفاده کرده، نزع هم در لغت به معنی جان کندن آمده ( دهخدا ) ولی در اصطلاح حقوقی به همان «از ریشه در آوردن »معنی شده است؛ این ماده چنین مقرر کرده است « هرگاه کسی درزمین خودبامصالح متعلقه به دیگری بنائی سازد یادرخت غیررا بدون اذن مالک درآن زمین غرس کندصاحب مصالح یادرخت می تواندقلع یا نزع آن را بخواهدمگراینکه به اخذ قیمت تراضی نمایند» حکم این ماده ب طور مشابه در مواد 503 ، 504 قانون مدنی ماده 690 قانون مجازات اسلامی ( تعزیرات ) در بحث تصرف عدوانی ، ماده 165 قانون آئین دادرسی مدنی و ماده 48 قانون اجرای احکام مدنی آمده است.

🔹در خصوص اینکه آیا به همراه دعوای خلع ید، دعوای قلع و قمع هم باید مطرح شود یا خیر و یا اینکه قلع و قمع بنا در خود دعوای خلع ید مستتر هست نظرات اساتید و دکترین متفاوت هست، ما در اینجا به بحث های نظری کاری نداریم، وانگهی به نظر می رسد با توجه به قاعده الزرع للزارع ولو کان غاصبا ( که به اعتقاد بیشتر فقها در خصوص بنا هم کاربرد دارد ) تازمانی که مالک قلع و قمع بنا را نخواهد نمی تواند در اعیانی تصرفی نماید، زیرا براساس این قاعده زرع ( بنا ) برای غاصب است، لکن مالک می تواند قلع و قمع بنا را بخواهد، و البته فحوای مواد فوق الذکر نیز این نظر را تائید می کند؛ بنابراین بهتر است در دادخواست هایی که طرح می شود در صورتی که بنایی احداث شده یا درختی غرس شده است، دعوای قلع و قمع مستحدثات و یا اعاده به وضع سابق ( بنابر ماده 158 ق.آ.د.م ) نیز همراه دعوای خلع ید مطرح شود.

  ادله اثبات دعوا